أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

23

فتوح البلدان ( فارسى )

محدود كرد . چون مزيقيا ، كه همان عمرو بن عامر بن حارثة بن ثعلبة بن امرئ القيس بن مازن بن ازد بن غوث بن نبت بن مالك بن زيد بن كهلان بن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان است ، اين بديد هر چه ملك و آب و چارپايان و غير آن داشت بفروخت و قوم ازد را نيز همراه خود خواند . آنان با وى به بلاد عك رفتند و در آن جاى اقامت گزيدند . چون قوم عك غلبهء ازد را بر بهترين جايگاه‌هاى خود بديدند ، دچار اندوه شدند و به ازد گفتند از پيش ما به جاى ديگر رويد . مردى يك چشم و كر از قوم ازد كه جذع نام داشت برخاسته به جمعى از عك حمله كرد و ايشان را بكشت و جنگ بين ازد و عك بالا گرفت . ازديان نخست شكست يافتند ، ليك بازگشته يورش بردند و جذع در اين باب چنين سرود : ماييم بنو مازن بىشك جوانان غسان و شجاعان عك زود باشد كه دانند كدامين ما است بىتوانتر قوم ازد كنار آبى منزل كرده بود كه غسان نام داشت و از همين روى آنان را به اين نام مىخواندند . سپس مردم ازد به هجرت خود ادامه دادند تا به سرزمين حكم بن سعد العشيرة بن مالك بن ادد بن زيد بن يشجب بن عريب بن زيد بن كهلان بن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان رسيدند و با ايشان به نبرد پرداختند و ازد بر حكم غالب شد . پس از آن ، رأيشان بر اين قرار گرفت كه از آن بلاد به جاى ديگر روند و اين كار بكردند ، و جز جمعى كه همان جاى ماندند ، باقى به نجران آمدند و اهل آن ديار با آنان جنگ آغازيدند ، و